|
|
|
|
|
کلیسای انگلستان فردا بطور رسمی از "چارلز داروین" بسبب نزاع وبد فهمی در مورد تئوری "سیر تکامل تدریجی اش[1]" عذر خواهی خواهد کرد.
در یک اقدام بعید، کلیسا مستقیما پشیمانی و ندامتش را از نوع برخورد با عالم و دانشمند عصر ویکتوریا، چارلز داروین حتی 126 سال بعد از وفاتش اعلام خواهد کرد. اما این اقدام شب گذشته با استقبال ریشخند گونه نبیره داروین مواجه شده است، و او اعلام نمود"که این موضوعیست بی اساس" و سایر منتقدین نیز انرا اقدامی "مسخره امیز " قلمداد کردند. مقامات رسمی کلیسا این اقدا را در رده اقدام پاپ جان پل دوم[2] که از رفتار کلیسا در 1633 نسبت به گالیله ،"منجمی که اعلام نمود زمین کرویست و به گرد خورشید میگردد" عذر خواهی کرده بود،قرار داده است. مقامات رسمی گفته اند که اسقف های اعظم میخواهند تا کفاره بهتانهای انبوه گذشتگانشان را به داروین در دهه سالهای 1860، هنگامیکه او تئوری خود مبنی بر اینکه "انسان از نسل میمون میباشد را عرضه نمود" را بپردازند. گرچه کلیسا اگاهی کامل بعدم تطبیق این تئوری با دیدگاه علمی روز وقوف کامل دارد، اما از سویی مایل است که فاصله خود را با عقاید کهنه کلیساها نیز حفظ نماید. مقاله ای که در وبسایت کلیسا درج میشود به این موضوع اشاره خواهد کرد: " چارلز داروین،از هنگام تولد تو (1809)، کلیسای انگلستان به شما یک عذرخواهی بدلیل بدفهمی و نیز موضع گیری ابتدایی غلط و تشویق دیگران به این سوء تعابیر بدهکار می باشد. اما منازعه و جدال با شهرت و اعتبار شما همچنان ادامه دارد، و این جدال نه تنها متوجه تعارضات مذهبی شما ، بلکه متمایل به انانیست که علم حمایت از شما را تنها به سبب حمایت از منافع شخصی خود بر دوش میکشند. این مقاله توسط کشیش دکتر ملکولم براون[3] مدیر هیئت تبلیغاتی و ارتباط مردمی انجمن اسقفهای بزرگ که تحت سرپرستی اسقف اعظم کانتربری دکتر روان ویلیام[4] میباشد، نوشته شده است. دکتر براون مینویسد: مردم و موسسات اشتباه میکنند و مردم مسیحی و کلیساها نيز از این قاعده مبرا نیستند. زمانیکه یک تئوری و ایده بزرگ ظهور میکند که روش و نگاه مردم جهانرا دچار تزلزل و تغییر نماید، امری بدیعیست که همه ایدههای قدیمی و مسلمه تحت حمله قرار گرفته و در مقابل انان نیز جهت حمله و یورش به این ایده جدید مسلح میشوند. " کلیسا در نزاع با گالیله منجم مرتکب این خلط گردیده و طی سالهای متوالی متوجه این نزاع غلط خود شده است. بعضی از هواداران کلیسا در سالهای 1860 نیز با نزاع با تئوری "تنازع بقای" داروین مجددا مرتکب همان اشتباه گردیده اند. بر این اساس این امر مهمی بنظر می اید که از این پس در مورد نزاع داروین و تفکرات مذهبی از گذشته تا حال مداقه نمود." دکتر براون می افزایدکه: هیچ ناسازگاریی مابین تئوریهای علمی ارائه شده توسط داروین و تعلیمات کلیسایی وجود ندارد. داروین، طبیعیدان و زمین شناس انگلیسی در کتابی بعنوان "در مبدا موجودات[5]" ایده جامعه عصر ویکتوریا را که همه موجودات هستی از یک نیای مشترک نشات گرفته اند را به چالش کشاند. یکی از کینه توزانه و زهراگینترین مجادلات بر سر این ایده در 1860 در دانشگاه اکسفورد روی داد. اسقف اکسفورد ساموئل ویلبرفورس[6] در سئوالی هزل گونه از توماس هاکسلی [7] ،طرفدار تئوری تکامل تدریجی و قهرمان داروین میپرسد که: نسل او از طریق کدامیک از نیاکان او،" پدر بزرگ یا مادر بزرگ" به میمونها میرسد. هاکسلی در پاسخ میگوید که: این باعث خجالت یک انسان نیست که اجدادش از نسل میمون باشند، اما شرمساری انجاست که به انسانی وصل باشیم که ازقدرتش در جهت تخریب و پوشاندن حقیقت استفاده مي کند؟ " دکتر براون در این مقاله اش مینویسد: تئوری او (داروین) نتایج گناه الودی را در پی داشته است، زیرا او تفکر غالب عصر خود را که معتقد بود خداوند انسان را بعنوان موجود برتر خلقت کاملا متفاوت با دیگر موجودات جهان خلق کرده است را به چالش کشیده بود. اما از انجا که پی بردن به این موضوع که چرا تئوری "تکامل تدریجی" در زمان خودش تهاجم گونه و توهین امیز بنظر می امد امر مشکلی نیست، لذا با تامل در این تئوری باید اذعان کرد که این ایده در پی متلاشی کردن دنیا نبود. این اقدام کلیسا قطعا جدلهای تازهای را در باب فلسفه خلقت[8] در پی خواهد داشت. در ایالت متحده امریکا کاندیدای معاون اول رئس جمهور جمهوريخواه، خانم سارا پالین اظهار نمود که این تئوری باید در مدارس تدریس گردد. در انگلستان، کشیش پرفسور میخائیل ریس[9] بیولوژیست و رئیس بخش اموزش انجمن سلطنتی، عکس العمل خشمگینانه ای را از خود نشان داده است، چه که او دو هفته قبل اعلام نمود که با "فلسفه خلقت" در دروس علمی مدارس باید بعنوان یک اصل و دیدگاه پذیرفته شده جهانی برخورد گردد. شب گذشته که کلیسا از نقشش در فروش برده ها در دو سال گذشته عذرخواهی نمود، در معرض شدیدترین انتقادات بدلیل این اقرار قرار گرفت. وزیر محافظه کار اسبق ان وید کمبه[10] کسی که از کلیسای انگلستان خارج و به کلیسای کاتولیک پیوسته، گفته است: این کاملا مسخره است. چرا ما از ایتالیاییها نمیشنویم که بخاطر پنتئوس پیلات[11] عذرخواهی کنند. ما قبلا هم برای جنگهای صلیبی و برده داری پوزش طلبیدیم. اخر این عذرخواهیها تا کی ادامه خواهد داشت؟ این عملی احمقانه بوده و موجبات سرافکندگی و مضحکه شدن کلیسای انگلستان در انظار عمومی را فراهم خواهد کرد. اندرو داروین نبیره این عالم شهیر گفته است که بخاطر این پوزش که بنظر بی معنی و فایده مينماید، دچار سر در گمی شده است. او گفته:" چرا درد سر و زحمت؟ در حالیکه این پوزش بعد ار 200 سال اظهار میگردد، این پوزش بیش از انکه درست یا غلط باشد، برای ایجاد احساس بهتر به یک شخص با موسسه بیان شده است." تری ساندرسون[12] مدیر انجمن ملی سکولار گفته است:" نه تنها بسیار دیر اعلام شده است، بلکه این پیام نوائی ریاکارانه را نیز در گوشم مینوازد، که قادر به بیانش نیستم. باری بهرجهت اگر معنی این پیام این باشد که کلیسای انگلستان ازین پس به تدریس درسهای فلسفه خلقت در دروس علمی مدارس "نه" خواهد گفت، انوقت ما ممکن است از سوی داروین این پوزش را قبول نمائیم." انتقادی با لحن ملایمتری توسط هوراک بارلوی[13] 87 ساله نتیجه دیگر داروین از دانشگاه کمبریج اظهار شده است. او گفته است که فکر میکند جد او داروین حتما از شنیدن عذرخواهی کلیسا مشعوف خواهد شد. اقای بارلو گفته است:"انها او را در وست مینستر ابی[14] دفن کرده اند، که بگمان من این خود نوعی دلجوئی و عذرخواهی از داروین بحساب میاید. داروین از رنجاندن و دلخور کردن دیگران بشدت پرهیز میکرد. همچانکه همسر او اما[15] یک مسیحی معتقد و پایبند بود.لذا من بر این باورم که این پوزش مایه خوشالی داروین خواهد شد.
[1] . Theory of Evolution [2] Pop John Paul II [3] .Rev Dr. Malcolm Brown [4] . The Archbishop of Canterbury, Dr. Rowan Williams [5] . On the Origin of Species [6] . The Bishop of Oxford, Samuel Wilberforce [7] . Thomas Huxley [8] . Creationism [9] .Rev Professor Michael Reiss [10] . Ann Widdecombe [11]. Pontius Pilateفرماندار دیکتاتور و خونخوار منطقه جودا که فرمان به صلیب کشیدن مسیح را صادر نمود. [12] . Terry Sanderson [13] . Horace Barlow [14] . Westminster Abbey [15] . Emma |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 11:58 توسط سید عبدالحسین مختاباد
|
|
||