|
|
|
|||||||
|
بنام خداوند جان و خرد رياست محترم جمهوري اسلامي ايران برادر بزرگوار جناب آقاي دكتر احمدي نژاد با سلام و آرزوي توفيق براي آن برادر بزرگوار، در خدمت همه جانبه به ايران عزيز و هميشه سربلند احتراماً پيرو دستور آن مقام محترم " در جايگاه رياست عالي شوراي انقلاب فرهنگي " به نهادهاي فرهنگي هنري (راديو و تلويزيون و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) مبني بر توجه بيشتر به ‹‹موسيقي فاخر›› اشاره به مواردي چندي را جهت مزيد اطلاع آن مقام محترم خالي از لطف نديدم. گر چه به قول حافظ:
بديهي است كه در طول بيش از دو دهه مديران و عاملان فرهنگي و سياسي امعان و اشراف كافي و وافي بر نقصانها و كمبودهاي جامعه فرهنگي وهنري داشته و دارند اما اينجانب برحسب وظيفه و به عنوان عضو كوچكي از جامعه موسيقيدانان ايران عزيز بيان دوباره آنها را بيضرر نميبينم و باز به قول خواجه شيراز:
مزيد بر آن، از آنجا كه برنامههاي دولت محترم جنابعالي از سال جاري در ابعاد اقتصادي سياسي فرهنگي و هنري جامة عمل به خود خواهد پوشاند لذا پيشنهادات ذيل را جهت ساماندهي بخش موسيقي ملي كشور كه بخشي از وظايف وزارت ارشاد است را به محضر شما برادر گرام ارائه ميدارم. جناب آقاي رئيس جمهور، موسيقي ناب و ملي و يا سنتي ايران تاريخ پر رنج و محنتي را پشت سر گذاشته تا هنوز اين زخمهاي پيدا و نهان پيكر نحيف آن را ميسوزاند، حداقل با نگاهي گذرا به تاريخ يكصد ساله موسيقي ايران يك امر ساده و آشكار قابل لمس است و آن نداشتن جايگاه جامع و مطمئن براي اين هنر و هنرمندان در جامعه ايران. به بياني واقع اين هنر شريف و آسماني و هنرمندانش همواره همچون گوي سرگردان بين دولتيان و مردم سرگردان و پريشان بودند. در قبل از انقلاب حكومتها با نگاهي تفرجانه سعي در حمايت موضعي از موسيقي ملي را داشته حال آنكه بدنه جامعه به سبب معذورات مذهبي از پذيرش موسيقي سر بازمي زد.با حاكميت جمهوري اسلامي و مطابق فتواي تاريخي حضرت امام (ره) در مورد حليت موسيقي جايگاه و اعتبار موسيقي و موسيقيدان در جامعه و تزد آحاد مردم اعتبار و منزلتي يافت اما دولتيان و مديران فرهنگي را اين بار سر آشتي جدي با موسيقي نيفتاد و و هماني شد كه امروزه بعد از نزديك سه دهه شاهد اين موقعيت بواقع اسفبار در وضعيت موسيقي ايراني هستيم. البته بررسي همه جانبه اين مطلب نياز به قلمفرسايي جدي دارد كه در حوصله اين قلمرو نيز وقت گرام آن برادر عزيز نيست و لذا سخن كوتاه نموده با نگاهي نسبتا كمي ابتداً معضلات و نيز چالشهاي موجود در فضاي موسيقي فاخر و بالطبع پيشنهادات مشخص را جهت رفع اين معضلات به محضر آن مقام محترم تقديم ميدارم. جناب آقاي رئيس جمهور: موسيقي ايراني از دو معضل سخت افزاري و نرم افزاري رنج ميبرد. معضلات سخت افرازي: الف: كمبود و يا بزباني نبودن سالن موسيقي : يكي از مهمترين و زيربنايي ترين عنصر تبليغ موسيقي ارائه كنسرتهاي زنده است، يعني حتي امروزه شبكههاي ملون تلويزيوني، راديويي و حتي اينترنتي نه تنها اهميت و ارج كنسرت زنده موسيقي را نكاستهاند بلكه اين ابزارها اجراي كنسرت زنده را بعنوان يكي از منابع غني خود به حساب ميآورند كه از آن ميتوانند به نحو احسن تغذيه گردند، و اين مطلب خصوصا در مورد موسيقي هنري فاخر از اعتبار و اهميت ويژهاي برخوردار است، يعني امروزه موسيقي كلاسيك غربي تنها و تنها يا كنسرت در سالن هاي معتبر و برجسته برقرار و استوار است، و شبكههاي تلويزيوني با ارتباط مستقيم (پخش زنده) و يا برنامههاي ويژه مبادرت به پخش و تبليغ آثار ارزشمند موسيقي كلاسيك مي نمايند. اما وضعيت اجراي كنسرت در ايران به مراتب اسفناكتر از آن چيزي است كه حتي بشود به زبان آورد. جناب آقاي رئيس جمهور، در ايران سالنهاي استاندارد موسيقي حتي به عدد يك دست هم نميرسند در تهران يك سالن موسيقي به نام تالار وحدت با ظرفيت 700 نفره وجود دارد كه اين سالن نه به موسيقي بلكه اداره تئاتر تعلق دارد. لذا به سهولت ميتوان دريافت كه اولين ابزار ابراز وجود موسيقي هنري يعني سالن موسيقي در ايران بواقع وجود ندارد، يعني در يك استاندارد سطح پايين، شهري مانند تهران به 5-3 سالن بالاي 2000 نفره جهت كنسرت موسيقي نيازمند است. اما معضل اجراي زنده موسيقي در ايران تنها به نبود سالن ختم نمي شود چه كه " خمار آلوده با جامي بسازد" بسياري از هنرمندان و موسيقيدانان ايراني راضي به اجراي كنسرت موسيقي در پاركها، استوديوم هاي ورزشي و يا اماكن فرهنگي ديگر ميباشند اما معضل مجوز از ارشاد خان ديگري است كه اين پهلوان زخمي بايد بپيمايد، "البته در طي اين سالها وزارت ارشاد به راحتي مجوز اجراي كنسرت را صادر ميكند اما ... اين مجوز همانند همان كاغذ عادي است كه شخصي بر روي آن بنويسد مثلاً 100 ميليون تومان، و تازه انتظار داشته باشد كه بانك اين ورقه را نقد كند"، در اصل وزارت ارشاد با ارائه مجوز به موسيقيدان معضل را از سر خود باز ميكند، و بعد از آن اين هنرمند و يا مدير هنري اوست كه بايد با لشكري از مخالفان اجراي موسيقي و نيز ادارات و اماكن رسمي و غير رسمي بجنگند (اين معضل مخصوصاً در مراكز استانها و شهرستانها به طور نمايان حضور دارد)، چندي قبل با يكي از دوستان كه در كار صادرات كالا از ايران به خارج مي باشد صحبتي داشتم و ايشان آهش از دست تشريفات زائد اداري بر آسمان بود و من به او گفتم كه من و شما در يك چيز با هم مشتركيم چه كه ما نيز براي اجراي كنسرت در يك شهرستان بايد بيش از شش ماه با مراكز مختلف از جمله شوراي شهر ، نيروي انتظامي دفاتر امام جمعه و ...به رايزني بپردازيم اما تفاوت ما با شما اين است كه شما كالايتان صادر ميشود اما ما كنسرتمان برگزار نميگردد. آقاي دكتر سئوال جدي من در اين مورد به موقعيت حقوقي و قانوني وزارت ارشاد برمي گردد كه بعنوان نماينده دولت و نيز حامي هنرمندان بايد چه نقش و جايگاهي در جامعه جهت پيشبرد اهداف فرهنگي و هنري داشته باشد در موقع دريافت بودجه و امكانات نظارتي و حمايتي و در عرصه عمل و اقدام هيچكدام؟ پيشنهاد: 1- دولت جنابعالي بايد بعنوان سر فصل جديدي از ايجاد حركتهاي جدي و عميق در سطح كيفي و كمي موسيقي فاخر حداقل به ساخت 20 سالن با ظرفيت بالاي دو هزار نفر در سطح كشور تهران ومراكز استاني اقدام نمايد تا حداقل امكانات مورد نظر موسيقيدانان كشور برآورده گردد. 2- افزايش اختيارات مديران كل ارشاد مراكز و نيز برجسته كردن نقش آنان در فعاليتهاي گسترده فرهنگي بدون در نظر گرفتن نظرات شخصي و گروهي موجود در لايحههاي پنهان جامعه. ب- تنگناهاي مالي: از ديگر بحرانهاي سخت افزاري بر سر راه موسيقي فاخر بايد به بحث امكانات و بودجههاي اختصاص داده شده به موسيقي اشارت كرد. برابر اطلاعات اينجانب مجموع اعتبارات اختصاص داده شده به موسيقي در اركانهاي معتبر همچون وزارت ارشاد و سازمان صدا و سيما در حالت خوش بينانهاش به 4 ميليارد تومان در سال هم نميرسد. در شرايطي كه در همين كشورهاي همسايه دستمزد يك هنرمند از اجراي يك نوار يا كنسرت به 10 ميليون دلار ميرسد، چگونه ميتوان با بودجهاي اينچنيني موسيقي كشوري را به سمت و سوي درست هدايت كرد. من ديگر به كشورهاي اروپايي و آمريكايي اشاره نميكنم كه دستمزد بعضي از موسيقيدانها به بيش از 100-50 ميليون دلار يا پوند در سال ميرسد. مشكل نداشتن بودجه كافي جهت اداره موسيقي ديگر تواني بر پيكر بي رمق موسيقي فاخر در ايران نگذاشته است. با نگاهي به دستمزد نوازندگان برجسته ايراني در اركستر سمفونيك و ملي و ساير اركسترهاي موجود در ارشاد و تلويزيون بيانگر مطلبي بس اسفناك است، در حالي كه نوازندگان همتاي آنان در كشورهاي اروپايي، تركيه و عربي ماهانه بين 5-3 هزار دلار دستمزد دريافت ميدارند دستمزد سالانه بسياري از اين اساتيد به سالي 2000 دلار هم نميرسد. و بسياري از آنها براي گذران زندگي خود به كار كردن در چندين اركستر و يا نواختن قطعات نازل در استوديوها مجبور ميباشند.ويادر حاليكه دستمزد رهبران اركستر سمفنونيك و فيلارمونيك در دنيا به سالي چند ميليون دلار در سال مي رسد در ايران دستمزد رهبري اركسترهاي مذكور حتي به 10-20 هزار دلار در سال نيز نميرسد. ج- موقعيت اداري و سازماني موسيقي كشور: در طي بيش از دو دهه هنوز تشكيلات اداري موسيقي ايران از تعريف درستي برخوردار نشده است، در حالي كه در وزارت ارشاد و صدا و سيما انواع معاونتها وجود داشته و بسياري از بخشهاي مختلف اداري بدون دليل به سطح معاونت اين ارگانها ارتقاء پيدا كردند هنوز موسيقي كشور از ارتقاع اداري و سازماني مناسب برخوردار نشده و هم چنان در سطح اداره كل باقي مانده است. به طور مثال در وزارت ارشاد در طي بيش از دو دهه معاونت خود ساختهاي بنام ‹‹معاونت هنري›› مسئوليت اداره سه هنر اصلي و قابل تامل يعني تئاتر موسيقي و هنرهاي تجسمي كشور را به عهده داشته كه به عيان معلوم گشته از عهده اداره هيچكدام تا حال حاضر برنيامده است و تنها نگاهي سطحي به وضع اين هنرهاي اصيل و شريف تقويت كننده استدلال و برهان اينجانب است.البته در اقدامي عجيب در سال گذشته " مركز موسيقي و سرود " وزارت ارشاد ناگاه به " دفتر موسيقي " تنزل مقام فرمودند. جناب آقاي رئيس جمهور به راستي موسيقي از نظر بافت اداري و نيز درجه تأثير گذاري چه كمي از مثلاً هنر سينما دارد كه نمي تواند به سطح معاونت در اين نهادها ارتقاع يابد، مگر نه اينكه سالنهاي سينما تقريباً بجز موارد استثنايي اكثراً خالي است در حالي كه سالنهاي كنسرت همواره با استقبال بي نظير مردم رو به روست و هنرمندان برجسته موسيقي در طول سال هر بار كه موفق به اجراي صحنهاي ميشوند بليط آنها از يك هفته قبل ناپديد ميگردد، مگر نه اينكه برابر آمارهاي ارائه شده بالاي 60 درصد برنامههاي تلويزيوني و 75 درصد برنامههاي راديويي را موسيقي پر ميكند. چگونه است در موقع كار همه سختيها به دوش موسيقيدان است و اما همين هنر از دريافت رتبه قابل توجه ديگر بافت اداري مردم و معذور است. روامدار خدايا كه در حريم وصال رقيب مردم و حرمان نصيب من باشد. پيشنهاد: 1- براي تعالي بخشيدن موسيقي ملي بايد بودجه موسيقي صد درصد افزايش يابد. اگر دولت براي افزايش بودجه موسيقي كشور مشكلي دارد، بايد با تشويق بخش خصوصي " بطور مثال تشويق مالياتي شركتهاي خصوصي اي كه در طول سال براي اجراي صحنهاي موسيقي ملي و يا كمك به توليد اثر بصورت كاست همت نمايند بخشي از بار را از دوش خود بر دارد مثلاً در كشورهاي غربي شركتهاي بزرگ همانند كوكاكولا، پپسي، نايك و ...با برگزاري فستيوالهاي موسيقي و يا توليد آثار موسيقي از بخشودگي مالياتي سود مي جويند، كه اين عمل هم به هنر و هنرمند كلاسيك و ملي آن كشورها نفع و سود ميرساند و هم بار مالي دولت را كاهش ميدهد.يا درگير كردن شهرداري براي كمكهاي سخت افزاري ساخت سالن خريد ساز براي اركستر سمفوني و فيلامونيگ و ... از جمله طرحهايي است كه در بعد بين المللي امتحان خود را بخوبي پس داده بطور مثال در اروپا اكثر سالنهاي مطرح موسيقي تحت نظارت شهرداريها ميباشند. با توجه به فقر شديد مالي اركستر سمفونيك و ملي ايران پيشنهاد عاجل اينجانب اختصاص بودجه استثنائي و نيز نظارت مستقيم جنابعالي و يا مشاور فرهنگي و هنري بر اين اركسترها در شرايط حاضر لازم ضروري به نظر ميرسد. 2- ارتقاء سازماني و ارادي موسيقي كشور در وزارت ارشاد و تلويزيون " با صرف نظر و نيز جلوگيري از رشد بافت بوروكراسي "از جمله مسائلي است كه ميتواند سطح توجه به اين هنر را در اين مراكز بالا برده و از سويي موجبات افزايش بودجه اين هنر را نيز فراهم آورد. مشكلات و معضلات نرم افزاري: الف- مديريت هنري جناب آقاي رئيس جمهور شايد جنابعالي نيز با اينجانب هم راي باشيد كه يكي از عميقترين چالشها و نيز مشكلات جامعه ما بحث مديريت هنري و فرهنگي است. برغم همه ادعاها و نيز سخنرانيها و فريادها بر سر كوي و برزن كه انقلاب ما فرهنگي است، اما همواره كمترين امكانات و ضعيفترين اشخاص هدايت سكان فرهنگ و هنر اين جامعه را به عهده گرفتهاند، و اگر اندك مديران شاخصي هم وجود داشته اند به سبب گل ولاي عميق مناسبات اداري و نيز عدم حمايت جدي ، رخت خويش را از اين عرصه بيرون كشيدند. آقاي دكتر به زبان قاطع بايد گفت كه در حال حاضر هيچ الگو و سيستمي براي انتخاب مديريت هنري در جامعه ما وجود نداشته و ندارد، بطور مثال در حاليكه براي انتخاب اداره يك كارگاه كوچك صنعتي اعم از دولتي و خصوصي تلاش ميشود تا شخصي كه اطلاع نسبتاً جامعي نيست به اين مقوله از صنعت دارد را بر گزيند، در بخش فرهنگ و هنر ناگهان اشخاصي اداره سكان فرهنگ و هنر اين جامعه را به عهده ميگيرند كه حتي از خواندن يك غزل از روي كتاب حافظ عاجز و در ماندهاند، و اگر شما ساعتي چند با آنها بنشيني، هيچ پشتوانة فرهنگي و هنري را نميتواني در آنها بيابي كه قابل تأمل و تدبر باشد. آقاي دكتر احمدي نژاد به نظر اينجانب ضعفها و صفتهاي ذيل از جمله اصلي ترين شاخصههاي مديريت فرهنگي و هنري حال حاضر در ايران بوده است: 1- مديريت محافظه كار و بشدت بالا دست نگر: اولين عنصري كه به عيان مي توان در مديريت هنري (خصوصاً موسيقيايي) ايران قابل مشاهده باشد شاخصة محافظه كاري است. مديريت محافظه كار براحتي مصالح و منافع فرهنگ و هنر جامعه را قرباني مصالح و منافع شخصي (ماندن و چسبيدن بر ميز) ميكند. اين مديريت محافظه كار حتي بعضاً كاسه داغتر از آش ميشود. به طور مثال به دليل ديدگاههاي متفاوتي كه علما و روحانيان و يا برخي اشخاص نسبت به موسيقي دارند بعضاً اجراي موسيقي در محل و موقعيتي دچار مشكل ميكرده اين مدير هنري بجاي يافتن راه حل مناسب جهت اجراي برنامه هنري با طرفه الحيلي به كنسل كردن و اجرا نشدن برنامه كمك ميكند و با هزاران اما و اگر و بعضاً غيب شدن از ديدگان مراجعين زمان را ميكشد. و دليل اين اعمال او اين است كه كه فكر ميكند كه مثلاً فلان ارگان و يا شخصي موجود در فلان مقام اجراي موسيقي مخالف است، يعني اين مدير عزيز بجاي زحمت دادن به خود و رايزني كردن براي ايجاد فضاي مناسب عملاً يك راه حل ساده كه همان اجرا نشدن برنامه ميباشد را گزينه خود ميكند، يعني فرهنگ را قرباني منافع سياسي و شخصي كردن. 2- باور نداشتن فرهنگ و هنر: يكي ديگر از معضلات مديريت فرهنگي و هنري در جامعه عدم اعتقاد آنان به مقولة تحت نظارت خود ميباشد. بارها اتفاق افتاده كه اينجانب شاهد اظهارات تاسف بار مديران فرهنگي بودهام كه به زبان بي زباني اظهار مينمايند" كه اين هم قسمت ما بود كه رئيس اهل طرب و ... باشيم". آقاي دكتر همه مي دانند و نيز چشم تيزبين هنرمندان كه اين مدير براي نشستن بر روي اين ميز جه دعاها و ثناها و رايزنيها را انجام نداده است، اما واقع امر عدم ثقل و غناي مديريت فرهنگي در جامعه از سويي و نيز نبودن پايگاه مناسب براي اهالي فرهنگ و هنر مدير فرهنگي را به اين نتيجه ميرساند كه اين محل نه جايگاه هميشگي او كه پلهاي براي رايزنيهاي مديريت و يا رياست هاي بعدي او ميباشد. 3- پايگاه و خاستگاه مديريت فرهنگي و هنري: آقاي رئيس جمهور پايگاه مديريت فرهنگي و هنري جامعه يك پايگاه صد در صد سياسي است يعني جامعه فرهنگي و هنري و نخبگان فرهنگ و هنر اين جامعه كوچكترين نقش و تصميمي را براي انتخاب مديران خود ندارند. آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال اتفاق افتاده است كه مثلاً وزير ارشاد جهت انتخاب معاونان و يا مديران كل ارشاد خواهان نظر نخبگان فرهنگي و هنري باشد؟ شما ميدانيد كه نبود ونيست و اگر هم بود بايد با ذره بين بدنبال آن گشت! آقاي دكتر همين مقوله جواب معضلات بخشهاي بالايي را ميدهد. يعني مدير فرهنگي و هنري ميز و قدرت خود را نه وامدار فرهيختگان و فرهنگيان كه سياستمداران ميداند و هم اوست كه با اندك تشري از سوي آنها منافع فرهنگي و هنري " ماندن بر قدرت و ميز "را به ثمن بخس مي فروشد . 3- نفوذ و سلطة نظر جريانات غير رسمي فرهنگي و هنري: اين مطلب يكي از اصلي ترين عامل عدم رشد صحيح جريانات فرهنگي و هنري در ايران در بعد از انقلاب اسلامي است.شما ميدانيد كه جريانات و تفكراتي هستند كه به نحوي از انحا با موسيقي مشكل دارند، اينجانب ضمن احترام عميق به ديدگاههاي فقهي متفاوت و حتي متضاد با موسيقي يك مطلب را بايد به عرض جنابعالي برسانيم. شما نيز ميدانيد كه در همه زمينههاي اداره جامعه اعم از سياسي اقتصادي و فرهنگي تفاوت و حتي تضاد و عقيده نظر وجود دارد كه اين عامل به نوبه خود يك نعمت است، اما دولت بعنوان يك مجموعه منسجم كه بر اساس قوانين مدون و حساب شده شكل گرفته است ، ضمن اقدام به اين ديدگاهها موظف به اجراي قوانين وظائف محوله ميباشد و در اين راستا بايد جسارت ، قدرت و حتي اجازه تصرف داشته باشد. جناب رئيس جمهور قوانين مندرج بر وظايف وزارت ارشاد و نيز تلويزيون جمهوري اسلامي ايران آنها را موظف به حمايت از موسيقي فاخر وسالم كرده است مخالفت شخصي و يا فقهي تفكري در گوشهاي از يك شهر و استان و يا مملكت با موسيقي نبايد مانع وظايف آنان گردد. حضرتعالي نيك ميدانيد كه قوانين مندرج بر وظايف وزارت ارشاد و ساير ارگانهاي فرهنگي و هنري بر اساس تأئيد و نظر فقها و انديشمندان سياسي در ايران شكل گرفته است و لذا حراست حمايت از اين قوانين بعهده دولت حاكم بوده و نظرات شخصي و گروهي نبايد مانع اجراي آنها گردد. مولانا عبدالقادر بيدل دهلوي در مثالي بس عميق مي فرمايد :
آقاي دكتر اگر قوانين مدون شده جامعه بر اساس حمايت از موسيقي شكل گرفته بايد اين قوانين اجرا گردد و اگر اين گونه نيست صاحبدلي آيد و با كمال شجاعت تعطيلي آن را اعلام نمايد و گر نه با اين وضع ترديد گونه هيچ آينده روشني را براي موسيقي ملي ايران نميتوان متصور بود. پيشنهاد: 1- در انتخاب مديران فرهنگي و هنري بايد دقت و نيز وسواس بيشتري را به خرج داد، بايد اين افراد در كنار برجستگيهاي مديريتي و نيز ساير عوامل " ملحوظه " براي انتخاب يك مدير از وجاهت و شأن و اعتبار فرهنگي نيز برخوردار بوده و بگونهاي باشند كه بلكه با تاييد و نظر فرهيختگان و هنرمندان گزينش گردد جامعه فرهنگي و نيز هنرمندان جامعه او را عضوي از جامعه خود به حساب آوردن نه يك وصله ناجور و تحميلي ، و گذشته از اين نه بر مبناي مصالح نظرات سياسيون . مدير انتخاب شده بايد شجاعت دفاع از حرمت هنر و هنرمند را داشته و راههاي ناهموار و صعب العبور توسعة فرهنگي و هنري را با شجاعت بپيمايد. اينكه در شهري و يا استاني بواسطه مخالفت شخص و يا گروهي با موسيقي هنرستانها و آموزشگاههاي موسيقي رو به تعطيلي ميرود، و كنسرتي بدون دليل اجرا نميشود و يا در موعد مقرر لغو ميگردد، مدير ارشاد و آن مركز بدون دقيقه اي درنگ بايد مستعفاي خود را اعلام نمايد و يا در پيشگاه اهل هنر توضيح قابل قبول را ارائه نمايد. نتيجه : اي دل ار عشرت امروز به فردا فكني مايه نقد بقا را كه ضمان خواهد شد آقاي رييس جمهور همه بر اين امر واقفيم كه زمان به سرعت در گذر است و كس نتوانست دستي به كام دل زسپهر دغا ستاند . پس غنيمت شمردن زمان اصل اول مديريت مي باشد . بدون هرگونه بزرگنمايي و يا غلوگويي بايد به عرض جنابعالي برسانم كه موسيفي فاخر در ايران داراي موقعيت بسيار اسفناكي است و معضلات ذكر شده هر روز بر وزن و سنگيني خوذ مي افزايد در حالي كه موسيقي هاي آن سوي آب بدون هيچگونه مميزي و فشار و يا امر و نهي هر روز فربه تر و به صورت ويروسي در اقصي نقاط ايران منتشر مي گردد و تاثيرات مخرب خود را بر روي نسل جوان و حتي ميانسال اين جامعه بيشتر و بيشتر مي كند موسيقي و موسيقيدان فاخر ايراني ساكن در وطن عزيز خود غريب خون مي خورد و خاموش مي نشيند . بواقع مسئوليت اين همه سوء مديريت ها جفاها و ناملايمت ها به عهده كيست ؟ و تا كي بايد ادامه داشته باشد ؟ و سوال جدي اين كه سياست يك بام و دو هواي نظام در مورد موسيقي تا كي مي خواهد ادامه داشته باشد ؟ اين سياستها و فشارها تا حال حاضر به نفع موسيقي مبتذل تمام شده و هر روز اساس و بنياد موسيقي علمي و فاخر را لرزان و نااستوار مي سازد . تلاش اينجانب به عنوان يك عضو كوچك از جامعه موسيقيدان تنها و تنها نماياندن گوشه اي از معظلات در مورد مديريت موسيقي در جامعه بوده و قطعا موارد عميقتر و جدي تري وجود دارد كه از چشم تيز بين هنرمندان و صاحبدلان فضل پنهان نيست كه اميد دارم نامه اينجانب به جنابعالي فتح بابي باشد به آن بزرگواران براي شخص شما و يا مديران و عاملان فرهنگي جامعه چكامه اي نو در نويسند . در پايان اميد آن دارم كه جنابعالي در مقام رياست جمهور و نيز رياست محترم شوراي انقلاب فرهنگي با نگاهي كمي و كيفي آينده اي خوش را براي موسيقي فاخر اين مرز و بوم رقم زنيد . ولله المستعان سيد عبدالحسين مختاباد 5 ارديبهشت 1385 |
||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 13:52 توسط سید عبدالحسین مختاباد
|
|
||||||||